ترجمه "distrik" به فارسی
بخش, بلوک, قلمرو بهترین ترجمه های "distrik" به فارسی هستند.
distrik
noun
-
بخش
nounHampir 7.000 orang meninggal, dan kota seperti distrik Nagata ini, seluruhnya terbakar setelah gempa.
که حدود ۷٫۰۰۰ نفر کشته شدند، و تمام شهر مثل این بخش از تاگاتا ، بعد از زلزله در اثرآتشسوزی کاملا سوخت.
-
بلوک
noun -
قلمرو
noun -
ناحیه
nounDia melayani sebagai presiden distrik selama perang saudara tersebut.
او به عنوان رئیس ناحیه در طول جنگ داخلی خدمت کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " distrik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "distrik" با ترجمه به فارسی
-
ناحیه تجاری مرکزی
-
حوزه فدرال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن