ترجمه "dorong" به فارسی

feshar dådan, تشویق کردن, دلگرم کردن بهترین ترجمه های "dorong" به فارسی هستند.

dorong verb
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • feshar dådan

    verb
  • تشویق کردن

    verb

    Jadi hal itu mendorong dia, dan ia pergi dengan Maitreya.

    این، آسانگا را تشویق کرد، و بدنبالِ مایْ تِرِیا ادامه به رفتن داد.

  • دلگرم کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • لرزانک
    • مجبور ساختن
    • نصحیت کردن
    • هل دادن
    • وادار کردن
    • پروردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dorong " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dorong" با ترجمه به فارسی

  • انگیزه · بالابر · دفع · سک · مسبب · مشوق · مهمیز · کشش
  • مجبور ساختن · وادار کردن
  • ارتعاشات · انگیزه · با پشتکار · تحریک · تشویق · تپش · خارش · دفع · سک · ماجراجو · ماشه اسلحه · مسبب · مشوق · مقدار حرکت · مهمیز · نصحیت · نیروی جنبش · کشش · گیره
  • برانگیختن · به جلو راندن · تحریک کردن · تشویق کردن · جرقه زدن · دفاع کردن · دفع · مجبور ساختن · منتهی شدن به · نصحیت کردن · وادار کردن · پرتاب کردن · پروردن
اضافه کردن

ترجمه های "dorong" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه