ترجمه "drum" به فارسی

طبل, تمبک بهترین ترجمه های "drum" به فارسی هستند.

drum
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • طبل

    noun

    Sheree tidur dengan cowok besar itu si Oscar penabuh drum.

    شري با اون پسر گنده اسکار خوابيد, همون که طبل ميــزنه.

  • تمبک

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "drum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه