ترجمه "duta" به فارسی
سفیر, ایلچی, سفیر کبیر بهترین ترجمه های "duta" به فارسی هستند.
duta
noun
-
سفیر
nounNamun, seorang duta mendukung pemerintahan negara yang ia wakili.
در واقع، سفیر فقط از منافع دولت خود حمایت میکند.
-
ایلچی
noun19 Orang-orang Kristen terurap, yang adalah ”duta-duta yang menggantikan Kristus”, berlaku terhormat.
۱۹ مسیحیان مسحشده که «برای مسیح ایلچی» یا سفیرند شایستگیشان را به اثبات رساندهاند.
-
سفیر کبیر
noun
-
ترجمه های کمتر
- صدر اعظم
- صدراعظم
- فرستاده
- نخست وزیر
- پیک
- کنسول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " duta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "duta" با ترجمه به فارسی
-
سفارت
-
سفارت · سفارتخانه
-
سفي · سفیر
-
سفارت · سفارت خانه · سفارت کبری · سفارتخانه · نماینده · نمایندگی · هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان · وکالت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن