ترجمه "emeritus" به فارسی
بازنشسته, شاینده, متقاعد بهترین ترجمه های "emeritus" به فارسی هستند.
emeritus
-
بازنشسته
adjective nounCarlson sebagai anggota Kourum Kedua Tujuh Puluh dan menetapkan mereka sebagai Pembesar Umum emeritus.
کارلسون را از عضویّت در گروه دوّم هفتادان مرخّص کرده و آنها را اولیای بازنشسته معیّن کنیم.
-
شاینده
adjective noun -
متقاعد
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emeritus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن