ترجمه "emulator" به فارسی

برابرساز, مقلد, برابرساز بهترین ترجمه های "emulator" به فارسی هستند.

emulator
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برابرساز

  • مقلد

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " emulator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Emulator
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برابرساز

اضافه کردن

ترجمه های "emulator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه