ترجمه "energi" به فارسی

انرژی, نیرو, انرژی بهترین ترجمه های "energi" به فارسی هستند.

energi
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انرژی

    noun

    Saudara dapat melihat sebagian dari energi itu dalam bentuk kilat.

    بخشی از این انرژی به صورت صاعقههای باابهت آزاد میشود.

  • نیرو

    noun

    Mereka menyadari bahwa hampir seluruh waktu dan energi mereka digunakan untuk harta semata.

    بعد از چندی متوجه شدند که بیشتر نیرو و وقتشان صرف نگهداری از خانه و زندگیشان میگردد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " energi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Energi
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انرژی

    noun

    Saudara dapat melihat sebagian dari energi itu dalam bentuk kilat.

    بخشی از این انرژی به صورت صاعقههای باابهت آزاد میشود.

عباراتی شبیه به "energi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "energi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه