ترجمه "feri" به فارسی

کشتی گذاره, معبر, گذرگاه بهترین ترجمه های "feri" به فارسی هستند.

feri
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشتی گذاره

    noun
  • معبر

    noun
  • گذرگاه

    noun

    Ruth bilang kau di feri terminai dei.

    روت بهم ميگه تو ترمنيال گذرگاه گير کردي.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " feri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "feri" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "feri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه