ترجمه "festival" به فارسی
جشنواره, عید, جشن بهترین ترجمه های "festival" به فارسی هستند.
-
جشنواره
nounYa, bandku mendapat kesempatan tampil mengikuti festival musik di sana.
آره ، گروه موزيك من يه وقت كوچيك براي اجرا در جشنواره موسيقي اونجا داره
-
عید
nounSewaktu berada di Yerusalem untuk tiga festival tahunan mereka, mereka tinggal bersama dalam persatuan.
هنگامی که آنها برای سه عید سالانهٔ خود در اورشلیم بودند، در اتحاد با یکدیگر به سر میبردند.
-
جشن
nounKau tahu, aku senang festival ini berjalan lancar, Smith.
ميدوني خيلي خوشحالم که اين جشن داره خوب پيش ميره اسميت
-
ترجمه های کمتر
- جشنی
- سور
- عیدی
- فستیوال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " festival " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
جشنواره
nounDoha Tribeca Film Festival digelar di pusat kebudayaan kami yang terbaru, Katara.
جشنواره فیلم ترایبکا دوحه در مرکز جدید فرهنگی ما ، کاتارا Katara برگزار شد.
عباراتی شبیه به "festival" با ترجمه به فارسی
-
جشنواره فیلم
-
جشنواره فیلم