ترجمه "fokus" به فارسی

با دقتدیدن, متمرکز کردن, محکم کردن بهترین ترجمه های "fokus" به فارسی هستند.

fokus
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • با دقتدیدن

    verb
  • متمرکز کردن

    verb

    (Matius 5:29) Kita perlu mengendalikan mata kita agar tidak terfokus pada hal-hal yang tidak patut.

    ( متّیٰ ۵:۲۹) چشم را باید از متمرکز کردن بر چیزهای ناشایست دور نگاه داریم.

  • محکم کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • مرکزی
    • موضعی
    • میزان کردن
    • کانونی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fokus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fokus" با ترجمه به فارسی

  • با دقتدیدن · محکم کردن · میزان کردن
  • فاصله کانونی عدسی
  • فاصله کانونی عدسی
  • تمرکز ورودی
  • با دقتدیدن · محکم کردن · میزان کردن
اضافه کردن

ترجمه های "fokus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه