ترجمه "gagal" به فارسی
تصورکردن, خراب شدن, شکست خوردن بهترین ترجمه های "gagal" به فارسی هستند.
gagal
-
تصورکردن
-
خراب شدن
VerbSemua itu ada satu peluncuran produk gagal dan harga saham merosot.
فقط بخاطر خراب شدن پخش يه محصول و قيمت سهام به شدت پايين اومد
-
شکست خوردن
Pada kenyataannya, ada dua hal yang membuat Anda gagal di dunia baru ini.
می بینید، در حقیقت، دو راه برای شکست خوردن در دنیای نوین ما وجود دارد.
-
ترجمه های کمتر
- موفق نشدن
- بمب
- بمباران کردن
- بی نتیجه گذاردن
- زخمی کردن
- صدمه دیدن
- فش فش
- ناامید کردن
- نارنجک
- نتیجه ندادن
- هیچ کردن
- گرفتار شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gagal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gagal" با ترجمه به فارسی
-
بحران اقتصادی
-
نارسایی حاد کلیه
-
شکست الکتریکی
-
دولت ناکام
-
عدم · نیستی
-
ادامه ندادن · بس کردن · بمباران کردن · بی نتیجه گذاردن · خاموش کردن · خنثی نمودن · زخمی کردن · صدمه دیدن · ناامید کردن · نابود کردن · نتیجه ندادن · هیچ کردن · گرفتار شدن
-
خرابی سخت افزار
-
نارسایی مزمن کلیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن