ترجمه "gali" به فارسی
کندن, حفر کردن بهترین ترجمه های "gali" به فارسی هستند.
gali
Verb
verb
دستور زبان
-
کندن
verbDan sang pria tahu bahwa dia tidak perlu melakukan penggalian untuk mendapatkan akar-akaran.
و مرد می داند که نیازی به کندن زمین ندارد برای یافتن ریشه.
-
حفر کردن
verbDia berhitung kalau dia bisa menggali lubang kubur di sini.
و همه چيزو ميدونسته که با اطمينان يک قبر اينجا حفر کرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gali " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gali" با ترجمه به فارسی
-
دادهکاوی
-
معدن سنگ
-
اب معدنی · ماده معدنی · معدن · معدنی · کانی
-
بیل · بیلچه · تمرین · کاوشگر
-
قبرکن
-
تونل ساختن · سوراخ کردن · نقب زدن · کاوش کردن
-
استخراج معدن · حفاری · معدن کاری · کان کنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن