ترجمه "gambar" به فارسی
تصویر, نقاشی, تلنگر بهترین ترجمه های "gambar" به فارسی هستند.
gambar
noun
-
تصویر
nounApakah ini gambar yang tadi?
آیا این تصویر جدید است؟
-
نقاشی
nounSaya adalah seorang ahli biologi molekuler dan saya melihat banyak gambar seperti ini.
من دانش آموخته زیست شناسی مولکولی هستم، و یه عالمه از این نقاشی ها دیده ام.
-
تلنگر
noun
-
ترجمه های کمتر
- سینما
- طرح
- عکس
- عکس فوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gambar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gambar" با ترجمه به فارسی
-
شیء نقاشی
-
تصویر رقومی
-
گرافیک شطرنجی
-
اثبات کننده
-
ارائه تصویر
-
افسانه · شرح · عنوان · فهرست · نقش
-
عکسبرداری کردن
-
وضوح تصویری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن