ترجمه "garansi" به فارسی
تضمین, تعهد, ضمانت بهترین ترجمه های "garansi" به فارسی هستند.
garansi
-
تضمین
nounTabung Koresh: garansi kekuasaan Shah.
لوح کورش: تضمین کننده شاه.
-
تعهد
noun -
ضمانت
nounKupikir enam balapan per tahun tiga tahun garansi.
من درباره ی 6 مسابقه در سال با ضمانت 3 سال ، فکر میکردم.
-
گارانتی
nounMasalahnya, dia membatalkan garansi... untuk Grillbot dan pemanggangnya.
آخه هم گارانتی کباب پز پاک کن رو باطل کرد ، هم مال کباب پز رو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garansi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن