ترجمه "gembala" به فارسی
چوپان, شبان, چوپانی بهترین ترجمه های "gembala" به فارسی هستند.
gembala
-
چوپان
nounIa hanyalah seorang gembala muda ketika Samuel mengurapinya sebagai calon raja.
او پسری چوپان بود که سموئیل او را به عنوان پادشاه آیندهٔ اسرائیل مسح کرد.
-
شبان
nounSebagai gembala, Daud tahu betapa dinginnya udara malam hari.
زمانی که داود شبان بود طعم سرمای شدید شب را چشیده بود.
-
چوپانی
Bagaimana Daud menanjak dari seorang gembala muda yang tidak dikenal menjadi orang termasyhur di negerinya?
داود چگونه از چوپانی گمنام به قهرمانی ملی مبدّل گشت؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gembala " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gembala" با ترجمه به فارسی
-
چرا
-
چوپانی
-
تغذیه کردن · تغذیه کردن از · متحدکردن · چریدن در
-
جرمن شپرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن