ترجمه "genting" به فارسی
ترسناک, سخت, سفال بهترین ترجمه های "genting" به فارسی هستند.
genting
-
ترسناک
adjective -
سخت
adjectiveRasul Petrus menyebutnya ”seorang pemberita keadilbenaran”, yang menunjukkan bahwa Nuh berupaya menyadarkan sesamanya akan gentingnya situasi mereka.
پِطرُس رسول او را «واعظِ پارسایی» نامید که نشان میدهد نوح سخت کوشید تا همنوعانش به جدّی بودن وضعیت پی ببرند.
-
سفال
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " genting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "genting" با ترجمه به فارسی
-
باریکه خاکی
-
باریکه · باریکه خاکی · برزخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن