ترجمه "gerbang" به فارسی

دروازه, در, مدخل بهترین ترجمه های "gerbang" به فارسی هستند.

gerbang noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دروازه

    noun

    Dinamakan seperti penjaga kuno yang berdiri di gerbang benteng.

    اسمشون از روی نگهبانانِ باستانی ای که جلوی دروازه ی دژ ایستادگی کردن ، گذاشته شده.

  • در

    noun

    Dan kita perlu penjaga gerbang baru untuk mengkode tanggung jawab seperti ini menjadi kode yang mereka tulis.

    که همان نوع تعهد را در کدها و اصولی که مشغول نوشتنشان هستند، وارد کنند.

  • مدخل

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gerbang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gerbang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دروازه

    noun

    Kita buka kembali Gerbangnya, cari penyembuhnya, akhiri semua ini.

    دروازه رو مجدد باز ميکنيم. درمان رو پيدا ميکنيم ، اين قضيه تموم ميشه

عباراتی شبیه به "gerbang" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gerbang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه