ترجمه "gila" به فارسی
دیوانه, ديوانگى, ديوانِه بهترین ترجمه های "gila" به فارسی هستند.
gila
adjective
-
دیوانه
nounBanyak orang mengira aku gila.
اغلب مردم فکر میکنند من دیوانه ام.
-
ديوانگى
noun -
ديوانِه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- مجنون
- مَجنون
- احمق
- اضطراب عمومی
- اعتیاد
- بی باک
- بی عقل
- بیماری هاری
- ترک
- جنون
- خشم زیاد
- خو گرفته
- دیوانگی
- روح پلید
- سرسام
- عشق مفرط
- غضب
- فاخته
- لوده
- هذیان
- هوس
- هیجان
- وسواس
- چرخ دنده ساعت
- کودن
- کیک میوه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gila " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gila
-
دیوانه
noun adjectiveBanyak orang mengira aku gila.
اغلب مردم فکر میکنند من دیوانه ام.
عباراتی شبیه به "gila" با ترجمه به فارسی
-
خشمناک شدن · دیوانه · شدت داشتن · طغیان کننده · غضب کردن · ماه زده
-
دیوانه کردن
-
ابله · ابلهانه · احمق · جاهل · نابخرد · نادان
-
چرخ لنگر
-
بیماری صرع · بیهوشی · حمله · غش
-
آسان · احمقانه · بی عقل
-
چرخ طیار · چرخ لنگر
-
آشفته · اضطراب عمومی · بی عقل · خشم زیاد · شیدا · عشق مفرط · عصبانی · غضب · هوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن