ترجمه "ginjal" به فارسی

گرده, کلیه, قلوه بهترین ترجمه های "ginjal" به فارسی هستند.

ginjal noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرده

    noun
  • کلیه

    noun

    Salah satu organ sekresi

    Apa yang kami lihat di ginjal itu adalah gumpalan besar itu.

    چیزی که در این کلیه دیدیم یک لکه بزرگ بود.

  • قلوه

    noun

    Ginjal kuda Hati kucing

    قلوه ي اسب جيگر گربه

  • مزاج

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ginjal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ginjal"

عباراتی شبیه به "ginjal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ginjal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه