ترجمه "gugur" به فارسی

افتادن, فتادن, افتاده بهترین ترجمه های "gugur" به فارسی هستند.

gugur
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • افتادن

    verb

    Tapi dia takkan benar-benar bebas untuk berjalan di bumi ini hingga daun terakhir gugur.

    ... ولی نمی تونه تا زمانِ افتادن آخرین برگ . آزادانه روی زمین حرکت کنه

  • فتادن

    verb
  • افتاده

    adjective

    Inilah yang terjadi pada musim gugur lalu yang mengejutkan para peneliti.

    این چیزی است که پائیز گذشته اتفاق افتاد که واقعآ محققان را نگران ساخته است.

  • ترجمه های کمتر

    • بی نتیجگی
    • تلف شدن
    • خزان
    • ریختن
    • سقط جنین غیرعمدی
    • عدم توفیق
    • مردن
    • ناگهان ناپدیدشدن
    • هلاک شدن
    • پائئز
    • پاییز
    • پوست انداختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gugur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gugur" با ترجمه به فارسی

  • باریدن · دوش گرفتن
  • بی نتیجگی · حرمان · خروج · سقط جنین · سقط جنین غیرعمدی · صدمه دیدن · عدم توفیق · عدم تکامل · محرومیت · نتیجه ندادن · کوچ
  • رقابتهای تکحذفی
  • سقط جنین
  • بچه انداختن · بی نتیجه ماندن · ریختن · ریشه نکردن · سقط کردن · پوست انداختن
  • برگ ریزان · خزان · دوران کمال · پائیز · پاييز · پاییز
  • بی نتیجگی · خلاصی · سقط جنین · سقط جنین غیرعمدی · عدم توفیق · عدم تکامل · واگذاری
اضافه کردن

ترجمه های "gugur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه