ترجمه "guling" به فارسی

بالش, حلقه, طومار بهترین ترجمه های "guling" به فارسی هستند.

guling
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالش

    noun

    Ya ampun, kau harus beli satu bantal guling.

    خدا ، ميدوني ، تو هم يه بالش بخر

  • حلقه

    noun
  • طومار

    noun
  • پیچک

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " guling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Guling
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • متکا

    Bantal panjang yang biasanya didekap saat tidur.

عباراتی شبیه به "guling" با ترجمه به فارسی

  • اظهار کردن · اواره شدن · متعجب شدن · پرسه زدن · گشتن
  • بالش
  • از سر افتادن · اظهار کردن · اواره شدن · باطل ساختن · تعطیل کردن · خنثی کردن · رد کردن · فسخ کردن · لغو کردن · متعجب شدن · پرسه زدن · گشتن
  • جلا دادن · خراب کردن · خلع کردن · دور انداختن · رد کردن · صیقل دادن · عزل نمودن · معزول کردن · واکس زدن
اضافه کردن

ترجمه های "guling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه