ترجمه "gunung" به فارسی

کوهستان, کوه, kuh بهترین ترجمه های "gunung" به فارسی هستند.

gunung noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوهستان

    noun

    Kau bisa menjelaskan pada komandan apa yang orang gunung lakukan pada kita.

    تو بايد به فرمانده بگي که مردان کوهستان دارن باهامون چيکار ميکنن.

  • کوه

    noun

    bentuk tanah yang menonjol di antara sekitarnya

    Hingga saat ini tak seorangpun berhasil sampai dipuncak gunung itu.

    تا کنون هیچکسی موفق نشده است به قله آن کوه برسد.

  • kuh

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • âtaš-fešân
    • داخلی
    • قله کوه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gunung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "gunung"

عباراتی شبیه به "gunung" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gunung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه