ترجمه "hadiah" به فارسی

هدیه, پاداش, پیشکش بهترین ترجمه های "hadiah" به فارسی هستند.

hadiah
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • هدیه

    noun

    Buatkan dia hadiah istimewa dari bom Napalm itu.

    براش یه هدیه خاص از بمب آتشزا درست کنید.

  • پاداش

    noun

    Karena hadiah itu —entah kehidupan di surga atau kehidupan di Firdaus di bumi— tiada bandingnya.

    زیرا پاداش ما چه زندگی آسمانی باشد، چه زندگی در زمین بهشتشده، با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.

  • پیشکش

    noun

    Naaman membawakan barang-barang berharga sebagai hadiah, namun Elisa menolaknya.

    نُعمان به اَلِیشَع هدایای پرارزشی پیشکش کرد، اما او نپذیرفت.

  • ترجمه های کمتر

    • اجر
    • اجرت
    • احسان
    • استدعا
    • استعداد
    • اعطا
    • انعام
    • بخشش
    • جایزه
    • حقوق
    • حقوق ماهیانه
    • دخل
    • درآمد
    • دسترنج
    • دستمزد
    • دهش
    • ره اورد
    • زمان حال
    • عطیه
    • غنائم
    • مزد
    • مواجب
    • موهبت
    • پیشکشی
    • کادو
    • کار مزد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hadiah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hadiah
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • هدیه

    noun

    Buatkan dia hadiah istimewa dari bom Napalm itu.

    براش یه هدیه خاص از بمب آتشزا درست کنید.

عباراتی شبیه به "hadiah" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hadiah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه