ترجمه "hamba" به فارسی
برده, بنده, بردَه بهترین ترجمه های "hamba" به فارسی هستند.
hamba
pronoun
noun
-
برده
nounAku dijadikan hamba oleh puak Mohawk, yang membantu mereka.
موهاکي ها منو به عنوان برده گرفته بودند که براي " مو خاکستري " مي جنگيدم.
-
بنده
nounKata ’hamba’ memperlihatkan bahwa ia akan tunduk kepada kehendak Allah, sebagaimana layaknya seorang hamba kepada majikannya.
واژهٔ ‹بنده› نشانگر آن است که او همچون خادمی که مطیع اربابش است مطیع ارادهٔ خداست.
-
بردَه
noun
-
ترجمه های کمتر
- خادم
- خدمتکار
- من
- نوکر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hamba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hamba"
عباراتی شبیه به "hamba" با ترجمه به فارسی
-
بنده
-
کار کردن
-
بندگی · رعیتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن