ترجمه "hampir" به فارسی

تقریباً, حتمی, قریب الوقوع بهترین ترجمه های "hampir" به فارسی هستند.

hampir adverb
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقریباً

    adverb

    Karena wanita gemuk hampir tidak mungkin punya rasa percaya diri.

    چون زن چاقی که اعتماد به نفس دارد تقریباً غیرقابل تصور است.

  • حتمی

    adjective
  • قریب الوقوع

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مشرف
    • نزدیک شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hampir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hampir" با ترجمه به فارسی

  • قریب به یقین
  • گونه در نزدیکی تهدید
  • حاشیه گذاشتن · متصل شدن · مجاور بودن · مجاورت · محل خاص · مماس بودن · موضع · مکان · نزدیک بودن · نزدیکی · همسایگی · پیوستن · پیوسته بودن
  • جلو رونده · نزدیک شدن
اضافه کردن

ترجمه های "hampir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه