ترجمه "harta" به فارسی

استفاده نامشروع, املاک, ثابت بهترین ترجمه های "harta" به فارسی هستند.

harta
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • استفاده نامشروع

    noun
  • املاک

    noun

    Sebagai kontras, ”pengurus” mungkin dipercayakan dengan tanggung jawab yang lebih besar, mungkin mengurus suatu harta milik.

    در مقابل، به «مباشر» مسئولیتهای بیشتری همچون رسیدگی به امور املاک محول میشد.

  • ثابت

    noun

    Ia mencoba meyakinkan kita bahwa harta materi dapat mendatangkan kebahagiaan dan kepuasan, namun sering kali, yang terjadi justru kebalikannya.

    وی سعی دارد ما را متقاعد سازد که مالاندوزی سبب سعادت و خوشنودی است، با اینکه اغلب عکس آن ثابت شده است.

  • ترجمه های کمتر

    • ثروت
    • جیفه دنیا
    • حالت
    • خمیر
    • سود
    • غارت
    • غیر منقول
    • مال
    • مال حرام
    • مال دنیا
    • مایملک
    • مستقل
    • ملک
    • موجودی
    • نان
    • پول
    • چپاول
    • کاهو
    • کسان
    • گنجینه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " harta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "harta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "harta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه