ترجمه "hati" به فارسی

جگر, دل, کبد بهترین ترجمه های "hati" به فارسی هستند.

hati noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جگر

    noun

    Charlie, Kau bisa tunjukkan kemurahan hatimu dengan menaruhnya di pundakmu.

    " چارلي " يدونه از اون جگر هايي که توي کمدت نگه ميداري بهش بده

  • دل

    noun

    Meski begitu, dia dengan sepenuh hati menerima tugas untuk melayani di luar negeri.

    با این همه، از صمیم دل پذیرفت که در سرزمینی دیگر به خدمت مشغول شود.

  • کبد

    noun

    از غدههای بدن است که در فعالیتهای سوختوساز بدن مانند گوارش نقش دارد

    Dan apakah memotong kebab hati sampai mempertaruhkan hidupmu.

    و در کبد سقف است با توجه به عمر خود را در خط.

  • ترجمه های کمتر

    • جان کلام
    • رشته عصبی
    • عصب
    • قلب
    • قوت
    • مطلب عمده
    • نکته مهم
    • وتر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hati " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hati
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قلب

    noun

    Mata adalah jendela hati.

    چشم چنجرهی قلب است.

تصاویر با "hati"

عباراتی شبیه به "hati" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hati" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه