ترجمه "hewan" به فارسی
جانور, حیوان, پستاندار بهترین ترجمه های "hewan" به فارسی هستند.
-
جانور
noun(jânvar)
Ini terlihat seperti tanaman, namun sebenarnya adalah seekor hewan.
مانند گیاه به نظر می رسد، ولی در حقیقت جانور است.
-
حیوان
noun(jânvar)
Tidak ada audio di sini, tapi Anda bisa lihat hewan itu terdiam.
این تصاویر بدون صدا هستند، ولی شما میتونید ببینید که حیوان در جای خودش خشک میشه.
-
پستاندار
nounNamun berita bagus bagi nenek moyang hewan menyusui
ولی خبر عالی برای نیاکان پستاندار ما بود
-
ترجمه های کمتر
- ǧānvar
- جانداران
- جانوران
- جانوری
- حس و حرکت
- حیوانی
- ḥayvān
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hewan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
جانوران
nounkerajaan dari organisme eukariotik bersel banyak
Hewan ini seringkali memangsa burung darat hingga burung tersebut punah.
این جانوران اغلب پرندگان غیرقابل پروازکردن را شکار میکردند و این گونه آنها را به انقراض میکشاندند.
تصاویر با "hewan"
عباراتی شبیه به "hewan" با ترجمه به فارسی
-
حیوان خانگی
-
بندپایان
-
چرا
-
حیوان خانگی
-
دامپزشکی
-
جوندگان
-
دامپزشکی
-
جانورشناسی