ترجمه "hisap" به فارسی

مکیدن, دود کردن, سیگارکشیدن بهترین ترجمه های "hisap" به فارسی هستند.

hisap
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مکیدن

    verb

    Bayi yang baru lahir tidak dapat melakukan apa-apa namun mereka benar-benar ahli dalam menghisap.

    نوزادان تازه متولد شده، کار چندانی نمی توانند بکنند، اما عمل مکیدن را بنحو عالی انجام می دهند.

  • دود کردن

    verb
  • سیگارکشیدن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hisap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hisap" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hisap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه