ترجمه "hitam" به فارسی
سياه, siåh, سیاه بهترین ترجمه های "hitam" به فارسی هستند.
hitam
adjective
noun
-
سياه
nounIni seperti bos kebun yang berkulit putih membuat keputusan untuk pekerja kulit hitamnya.
اين درست مثل اين مي مونه که اربابان سفيد همه تصميمها رو واسه دهقانان سياه بگيرن.
-
siåh
noun -
سیاه
adjective nounMereka masih punya papan tulis hitam dan semacamnya.
آن ها هنوز از تخته سیاه و سایر خرت و پرت ها استفاده می کنند.
-
ترجمه های کمتر
- siyâh
- خیلی سیاه
- سیاهپوست
- سیاهی
- قیرگون
- مهم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hitam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hitam
-
سیاه
adjective nounHanya dialah yang bisa menyaksikan kejatuhan Naga Hitam.
تنها او است که می توانید از سقوط سیاه اژدها را ببینید.
تصاویر با "hitam"
عباراتی شبیه به "hitam" با ترجمه به فارسی
-
تاریک شدن
-
جادوی سیاه
-
گیلانشاه بالسفید
-
زنگی · سیاهپوست
-
مرگ سیاه
-
عینک آفتابی
-
فهرست سیاه · کتاب سیاه
-
سیاهدانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن