ترجمه "hobi" به فارسی
تفریح, سرگرمی, مشغولیت بهترین ترجمه های "hobi" به فارسی هستند.
hobi
-
تفریح
nounDi Firdaus, kita akan punya waktu untuk menikmati hobi kita dan juga berekreasi.
در دنیای جدید دنبالهروی از علایق شخصی و تفریح جای خود را خواهد داشت.
-
سرگرمی
nounDalam suatu kasus, seorang penatua memperlihatkan minat terhadap hobi memancing dari seorang suami.
در موردی، یک پیر به ماهیگیری که سرگرمی شوهری بود علاقه نشان داد.
-
مشغولیت
noun
-
ترجمه های کمتر
- کار
- کار جزیی
- کار ذوقی
- کار فرعی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hobi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hobi
-
تفنن
Aktivitas menyenangkan yang sering dilakukan
اضافه کردن مثال
اضافه کردن