ترجمه "hotel" به فارسی
هتل, مسافرخانه, مهمانخانه بهترین ترجمه های "hotel" به فارسی هستند.
hotel
-
هتل
nounIni baik untuk semuanya dalam hotel dan casino.
هر چيز خوبي توي هتل و کازينو نيلوفر آبي پيدا ميشه.
-
مسافرخانه
nounApoteker, penjaga hotel, pendeta.
صاحب داروخانه ، صاحب مسافرخانه گله دار
-
مهمانخانه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hotel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hotel
-
هتل
nounsebuah bangunan yang menyediakan penginapan dalam waktu yang singkat
Tyler sekarang terlibat perkara di Hotel Pressman atas kejadian urine di dalam sop.
تايلر حالا درگير دعوي حقوقي از طرف هتل پرسمن بر سر مقدار شاش در سوپشون شده بود.
عباراتی شبیه به "hotel" با ترجمه به فارسی
-
هتل کپسول
-
مدیر هتل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن