ترجمه "hujan" به فارسی

باران, bårån, بارانی بهترین ترجمه های "hujan" به فارسی هستند.

hujan noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • باران

    noun

    Itu menjagaku dari dingin, panas dan hujan, bahkan api.

    منو از شرما, گرما, باران حتي آتش امن نگه ميداره.

  • bårån

    verb
  • بارانی

    verb

    Seperti benih yang bertunas setelah hujan gerimis, ibadat sejati akan muncul sekali lagi.

    پرستش حقیقی همچون دانهای که پس از بارانی ملایم سر بر میآورد دوباره پدیدار خواهد گشت.

  • ترجمه های کمتر

    • بارون
    • bārān
    • ابشار
    • بارش
    • بارندگی
    • باریدن
    • توفان
    • قطره باران
    • ناچیز
    • کولاک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hujan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hujan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • باران

    noun proper

    قطرههای آب مایعی که از جو بر زمین میبارد

    Hujan ini bermaksud menyapu kita dari permukaan Bumi.

    این باران قراره که مارو از صحنه ی این دنیا محو کنه.

تصاویر با "hujan"

عباراتی شبیه به "hujan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hujan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه