ترجمه "ikhtiar" به فارسی
ابتکار, تشکیلات اقتصادی, تلاش بهترین ترجمه های "ikhtiar" به فارسی هستند.
ikhtiar
-
ابتکار
noun -
تشکیلات اقتصادی
noun -
تلاش
noun
-
ترجمه های کمتر
- جد و جهد
- سعی
- سعی بلیغ
- قریحه
- کوشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ikhtiar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ikhtiar" با ترجمه به فارسی
-
آزمودن · اختراع کردن · تاسیس کردن · تاکید کردن · تلاش کردن · تنظیم کردن · حکم کردن · درست کردن · ساختن · سنجیدن · طرح ریزی کردن · محک زدن · مقرر داشتن · نمونه گرفتن · چاپ زدن · کوشش کردن
-
آزمودن · اختراع کردن · با زور · تاسیس کردن · تاکید کردن · تلاش کردن · تنظیم کردن · حکم کردن · درست کردن · ساختن · سنجیدن · طرح ریزی کردن · محک زدن · مقرر داشتن · نمونه گرفتن · چاپ زدن · کوشش کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن