ترجمه "ilmu" به فارسی
علم, اطلاع, اگاهی بهترین ترجمه های "ilmu" به فارسی هستند.
ilmu
-
علم
nounمجموعهای از آگاهیهای قابل اتکا می داند که از لحاظ منطقی و عقلانی قابل توضیح باشند
Sebagian besar makhluk hidup di bumi masih belum tersentuh oleh ilmu pengetahuan.
اکثریت عمده موجودات زنده روی زمین برای علم ناشناختهاند.
-
اطلاع
nounKau secara resmi sudah mati, tapi untungnya, ilmu medis modern tidak terbatas.
تو بايد الان مرده باشي ولي از شانست اطلاعات پزشکي مدرن محدوديت نداره
-
اگاهی
noun
-
ترجمه های کمتر
- خبر
- دانش
- دانشوری
- فراگیری
- فضل و دانش
- فضل وکمال
- معرفت
- یادگیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ilmu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ilmu" با ترجمه به فارسی
-
اقتصاد · اقتصادیات · علم اقتصاد · علم ثروت
-
دانش پایه
-
جادوی سیاه
-
علوم زمین
-
علم محیط زیست
-
علوم نظری رایانه
-
بهداشت عمومی
-
افسونگری · جادو · جادوگری · سحر · سحر آمیز · فریب · معجزه · کار خارق العاده · گول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن