ترجمه "induk" به فارسی
دده سیاه, مادر, مامان بهترین ترجمه های "induk" به فارسی هستند.
induk
-
دده سیاه
noun -
مادر
nounSetelah ia lahir, sang induk menyusuinya selama beberapa minggu.
مادر او پس از تولدش چند هفتهای از او نگهداری میکند.
-
مامان
noun
-
ترجمه های کمتر
- مومیا
- پستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " induk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "induk" با ترجمه به فارسی
-
گره اصلی
-
شرکت مادر · شرکت مرکزی
-
ناو هواپیمابر
-
کلید اصلی
-
ابهام · شست
-
ناو هواپیمابر
-
سرور خانگي
-
مادربورد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن