ترجمه "istri" به فارسی

زن, خانم, زوجه بهترین ترجمه های "istri" به فارسی هستند.

istri noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زن

    noun

    Seorang istri Yahudi yang cakap juga memiliki ruang gerak yang besar dalam ”mengawasi segala perbuatan rumah tangganya”.

    یک زن یهودی قابل، همچنین در ‹توجه نمودن به رفتار اهل خانهٔ خود،› از آزادی قابلملاحظهای برخوردار بود.

  • خانم

    noun

    Dan pujian harus benar-benar tulus, tapi si istri ini berani bertanggungjawab untuk itu.

    و تحسین باید از صمیم قلب باشد، و آن خانم هم در قبال آن مسئولیت قبول می کند.

  • زوجه

    noun
  • عیال

    noun

    suami vs istri, Republik vs Demokrat,

    شوهر در مقابل عیال،جمهوری خواه در مقابل دموکرات

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " istri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Istri
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زن

    noun

    همسر مونث یا زن

    Istri dari anggota Dodger mana yang kau naiki di malam hari?

    هي ، امشب ميخواي ترتيب کدوم يکي از زن هاي داجرز رو بدي ؟

عباراتی شبیه به "istri" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "istri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه