ترجمه "izin" به فارسی

اجازه, اذن, تصویب بهترین ترجمه های "izin" به فارسی هستند.

izin
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجازه

    noun

    Ide tentang dunia dengan inovasi yang bebas izin.

    این یک نوآوری بدون نیاز به اجازه است.

  • اذن

    noun
  • تصویب

    noun

    □ Belum lama ini, Ekuador mengeluarkan undang-undang yang mengizinkan diberikannya pelajaran agama di sekolah.

    □ اخیراً در اکوادور قانونی مبنی بر آزادی آموزش مذهبی در مدارس به تصویب رسید.

  • ترجمه های کمتر

    • جواز
    • دستور
    • رضایت
    • مجوزها
    • موافقت
    • پروانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " izin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "izin" با ترجمه به فارسی

  • اجازه دادن · اختصاص دادن · امانت گذاردن · اندوختن · ایستادگی کردن · تصویب کردن · جلو آمدن · جورکردن · روا کردن · رواداشتن · سهم دادن · شمردن · صرفنظرکردن از · قدرت دادن · قرار دادن · مجاز کردن · منتظر شدن · منزل کردن · ندیده گرفتن · وفا کردن · وفق دادن · وکالت دادن
  • مجوز دسترسی
  • اجازه · اجازه چاپ · اختیار · اذن · تسلط · تصویب · جواز · دستور · رضایت · غلبه · فرمان · مرخص کردن · موافقت · پروانه
  • گواهینامه رانندگی
اضافه کردن

ترجمه های "izin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه