ترجمه "jauh" به فارسی

دور, dur, دیر بهترین ترجمه های "jauh" به فارسی هستند.

jauh
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دور

    adjective

    Ada yang mungkin menjauh dari sidang dan tidak lagi melakukan kegiatan Kristen.

    برخی از این افراد ممکن است از گله دور شده یا از فعالیتهای مسیحی دست کشیده باشند.

  • dur

    adverb
  • دیر

    adverb

    Kita menurunkannya terlambat, dan dia terdorong semakin jauh dari bumi.

    اگه دیر واردش کنیم از محدوده جاذبه زمین فاصله میگیره

  • پس

    adverb

    Jadi jauh lebih aman daripada sistem asistensi pengemudi.

    پس اون خیلی از سیستم کمک راننده، میتونه امن تر باشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jauh " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "jauh" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "jauh" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه