ترجمه "jawab" به فارسی
جواب, پاسخ, پاسخ دادن بهترین ترجمه های "jawab" به فارسی هستند.
jawab
noun
-
جواب
nounTak ada metrik di dunia yang akan memberi kita jawaban.
هیچ معیار سنجشی نیست که به ما جواب آن را دهد.
-
پاسخ
verbSaya beruntung, banyak orang yang menjawab undangan tersebut.
خوب از خوش شانسی من بسیاری از افراد به این درخواست پاسخ دادند.
-
پاسخ دادن
verbArtikel pertama membahas tiga cara kita bisa memberikan jawaban yang meyakinkan.
در مقالهٔ اول سه روش پاسخ دادن به چنین سؤالاتی بررسی میشود.
-
پیواژ
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jawab " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "jawab" با ترجمه به فارسی
-
اصل حمایت و حفاظت R2P
-
پاسخ به همه
-
پاسخ به همه
-
برگرداندن · بس بودن · بسنده بودن · جواب دادن · در پاسخ گفتن · ضربه متقابل زدن · پاسخ · پاسخ دادن · کافی بودن · کفایت کردن
-
اعلاميه تماس از دست داده شده
-
پاسخ دهي به تماس
-
استان · ولایت
-
مسئولیت اجتماعی شرکتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن