ترجمه "jelas" به فارسی

اشکار, انگشت نما, بدیهی است بهترین ترجمه های "jelas" به فارسی هستند.

jelas
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشکار

    adjective
  • انگشت نما

    adjective
  • بدیهی است

    adverb

    Motivasi mereka jelaslah berpengaruh terhadap bagaimana mereka melaksanakan pekerjaan mereka.

    پس بدیهی است که انگیزهٔ آنان بر نحوهٔ کارشان تأثیر میگذارد.

  • ترجمه های کمتر

    • تصریح شده
    • تعریف
    • توضیح دادن
    • درخشان ساختن
    • روشن
    • روشن کردن
    • شفاف
    • قطعی
    • متبلور کردن
    • معلوم
    • معین
    • نورانی
    • واضح
    • چراغانی کردن
    • گشاده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jelas " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "jelas" با ترجمه به فارسی

  • بزرگ کردن · ترجمه کردن · توضیح دادن · حل کردن · درخشان ساختن · روشن کردن · شرح دادن · شهادت دادن · متبلور کردن · محدود کردن · مشورت دادن · نشان دادن · واضح کردن · چراغانی کردن · کوتاه کردن · گشاد کردن
  • بیان · تصویر · تفسیر · توضیح · شرح
  • تعریف · تیز بینی · روش فکری · روشنی · زلالی · شفافی · صراحت · عاقلی · وضوح
اضافه کردن

ترجمه های "jelas" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه