ترجمه "jimat" به فارسی

طلسم, امساک, خست بهترین ترجمه های "jimat" به فارسی هستند.

jimat
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • طلسم

    noun

    Pria ini ingat bahwa ia memiliki minyak tertentu yang dahulu ia gunakan sebagai jimat.

    آن مرد به یاد آورد که مقداری روغن داشت که از آن بعنوان طلسم استفاده کرده بود.

  • امساک

    noun
  • خست

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عقل معاش
    • کماهه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jimat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Jimat
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعویذ

عباراتی شبیه به "jimat" با ترجمه به فارسی

  • ریاضت · محدود کردن · کم دادن
اضافه کردن

ترجمه های "jimat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه