ترجمه "judi" به فارسی

بازی, شرط, قمار بهترین ترجمه های "judi" به فارسی هستند.

judi
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازی

    noun

    Kalian suka untuk berjudi, tapi kau tak pernah ingin membayar!

    ، افرادی مثل تو ، دوست دارید قمار بازی کنید اما وقتی میبازید نمیخواهید که!

  • شرط

    noun

    Kapan saja kau berjudi, Kawan, pada akhirnya kau akan kalah.

    هر وقت شرط بندي کني ، دوست من ضرر هم داره

  • قمار

    noun

    Kurasa kau semestinya tak berjudi terlalu banyak malam ini, Alan.

    فکر نمي کنم امشب بتوين خيلي قمار کني ، آلن.

  • قمار بازی

    noun

    Kalian suka untuk berjudi, tapi kau tak pernah ingin membayar!

    ، افرادی مثل تو ، دوست دارید قمار بازی کنید اما وقتی میبازید نمیخواهید که!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " judi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "judi" با ترجمه به فارسی

  • بازی · تاس · سر سکه · سرپیچ · قمار · قمار بازی · مهره
  • به خطر انداختن · قمار کردن
  • قمار
  • زدن توپ · قمار کردن
اضافه کردن

ترجمه های "judi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه