ترجمه "juri" به فارسی

دادرس, قاضی, هیئت منصفه بهترین ترجمه های "juri" به فارسی هستند.

juri
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دادرس

    noun
  • قاضی

    noun

    Dan para juri Rusia itu memberikan ekspresi apa sebenarnya yang barusan terjadi disana?

    و قاضی های روسیه ای می گن الان اونجا چی شد ؟

  • هیئت منصفه

    noun

    Saya tidak akan membiarkan juri duduk dengan omong kosong itu.

    نمیذارم که هیئت منصفه بر اساس اون اراجیف نظرشو بده.

  • ژوری

    noun

    Sepertinya juri masih diluar yang satu itu, kan?

    مث یکی از اعضائ هیأت ژوری میمونه که اومده بیرون ، نه ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " juri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Juri
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاضی

    Dan para juri Rusia itu memberikan ekspresi apa sebenarnya yang barusan terjadi disana?

    و قاضی های روسیه ای می گن الان اونجا چی شد ؟

  • هیئت منصفه

    Kau berpikir Juri akan membebaskanmu tanpa sedikit persuasi?

    فکر نمیکنی که هیئت منصفه تبرئه کردنت بدون یه مقدار ترغیب شدن ؟

اضافه کردن

ترجمه های "juri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه