ترجمه "jurnalis" به فارسی
ژورنالیست, روزنامهنگار, رکن چهارم مشروطیت بهترین ترجمه های "jurnalis" به فارسی هستند.
jurnalis
-
ژورنالیست
noun -
روزنامهنگار
nounSaya diizinkan untuk mengunjungi McGowan sebagai teman, bukan jurnalis.
من اجازه داشتم «مک گوان» را به عنوان یک دوست ملاقات کنم، نه یک روزنامهنگار.
-
رکن چهارم مشروطیت
noun
-
ترجمه های کمتر
- مطبوعات عمومی
- نشریات ملی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jurnalis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن