ترجمه "kabin" به فارسی

اطاق کوچک, کابین, کلبه بهترین ترجمه های "kabin" به فارسی هستند.

kabin noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اطاق کوچک

    noun
  • کابین

    noun

    Ketika dinding-dinding dipasang untuk kabin tersebut, saya berkunjung.

    وقتی دیوار های کابین ساخته شدند، من سری به آنجا زدم.

  • کلبه

    noun

    Dia mungkin punya sesuatu yang bisa kita gunakan di dalam kabinnya.

    شاید توی کلبه ـش چیزایی باشه که بتونیم ازشون استفاده کنیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kabin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kabin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kabin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه