ترجمه "kamar" به فارسی
اتاق, اطاق خواب, جا بهترین ترجمه های "kamar" به فارسی هستند.
kamar
noun
-
اتاق
nounAku tak punya kamar tamu karena aku tidak suka tamu.
من اتاق براي مهمون ندارم چون که از مهمون خوشم نمي ياد.
-
اطاق خواب
nounBagaimana Glaber bisa tahu ttg silphium yg ada di kamar Ilithyia'?
گلابر چطوري از " سيفيوم " ي که تو اطاق خواب ايليشيا بود با خبر شد ؟
-
جا
nounRonny, aku tak punya kamar untuk si kembar.
" راني " ، ديگه جايي براي دوقلو ندارم!
-
ترجمه های کمتر
- فضا
- موقع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kamar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kamar" با ترجمه به فارسی
-
حمام · دستشویی
-
اطاق خواب
-
حمام
-
اتاق ناهار خوری
-
تک مجلسی
-
مردهشویخانه
-
اتاق گاز
-
دمای اتاق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن