ترجمه "karya" به فارسی
اثر, نوشته, کار حیاتی بهترین ترجمه های "karya" به فارسی هستند.
karya
-
اثر
nounMereka muncul, mungkin semakin populer, dan—kecuali untuk segelintir karya sastra klasik—menjadi tua dan mati.
به وجود میآیند، معروفیت مییابند، و به جز تعداد انگشتشماری از آثار ادبیات کلاسیک، پیر شده میمیرند.
-
نوشته
nounAnda sebaiknya membaca buku berjudul "Dead Aid," karya Moyo Dambisa, seorang ekonom wanita Zambia.
می خواهید کتاب بخوانید، "کمک مرده" نوشته دامبیسا مویو، رو بخوانید، بانوی زامبیایی است که اقتصاد دان میباشد.
-
کار حیاتی
noun -
کار عمده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " karya " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "karya" با ترجمه به فارسی
-
تشکیلات · سازمان
-
کتاب مرجع
-
اثر · اثر خلاقانه
-
فن فیکشن
-
اثر ادبی
-
کار هنری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن