ترجمه "kawan" به فارسی

دوست, رفیق, شخص تابع بهترین ترجمه های "kawan" به فارسی هستند.

kawan noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوست

    noun

    Yah, kurasa aku bisa bergantung pada keberuntunganku, kawan.

    گمونم بايد يه کم به خوبي هاي زندگيم فکر کنم دوستان.

  • رفیق

    noun

    Aku tak mau dapat bencana di sini, kawan.

    رفیق, من نمیخواهم که داخل این بازی ها بشوم.

  • شخص تابع

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شخص وابسته
    • عزیزم
    • عشق پاک
    • عضو تیم
    • مامانی
    • هم اطاق
    • هم خواب
    • هم پیمان
    • همگروه
    • پسر بچه
    • یار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kawan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kawan" با ترجمه به فارسی

  • مصاحبت · همراهی
  • زوج · همدست · یار
  • جور کردن · مربوط ساختن · وابسته کردن
  • تنگ · دسته · پایاب · کم جای
اضافه کردن

ترجمه های "kawan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه