ترجمه "kedua" به فارسی
دوم, اخر, این یک بهترین ترجمه های "kedua" به فارسی هستند.
kedua
-
دوم
adjectiveSaya punya dua ekor kucing.
من دو گربه دارم.
-
اخر
nounDan peluru kedua aku sisakan buat kamu.
پس يکي مونده به اخر رو هم براي تو ميذارم
-
این یک
nounIni adalah pabrik lemari pendingin yang membuat pesawat terbang saat perang dunia kedua.
این یک کارخانه یخچالسازی است، که به تولید انبوه هواپیما برای جنگ جهانی دوم میپرداخت.
-
عقب تر
nounOmong-omong, jika jadi kau... Aku akan mundur dua langkah.
، حالا که صحبت آينده نگري شد جاي تو بودم يکي دو قدم ميرفتم عقب تر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kedua " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kedua" با ترجمه به فارسی
-
موتور دوزمانه
-
سیستم دو حزبی
-
دو بعدی
-
بیست و یک
-
بیست و چهار
-
بيست · ۲۰
-
موج دوم فمینیسم
-
هر دو · هردو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن